"زیاد سخت نگیر"(داستان فوق عاشقانه)
برای خواندن کامل داستان به ادامه مطالب بروید!
برای خواندن کامل داستان به ادامه مطالب بروید!
درود بر تنهایی که ندارد جداااایی...!!!!
آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد !
چه رنجی میکشد او وقتی هوا ابریست . .!!!
اي عشق اي محرم درد يادم تو را فراموش....!!
يلدای بی من برایت مبارک...شاید این یلدا در آغوش کسی باشی و
یلدا برایت کوتاه ترین باشد...اما کاش در این شب طولانی به فکر
دلی باشی که شکستی...لااقل یک شب حتی طولانی.....
می ترسم یه روزی برسه
که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا کمک کن نمیخوام بدونه
دارم جون میکنم اینجا.....
چقدر دلم هوایت را می کند
حالا که دگر هوایم را نداری...!
کنارم هستی و اّما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت میدونی عادت نیست فقط
دوست داشتن محض
برای خواندن همه متن بر روی ادامه مطالب کلیک کنید!
این روزها میگذرند
،
ولی من از این روزها نمی گذرم
مي دانم بر نمي گردي
مي دانم كه در تابوت ِ همين ترانه ها خواهم خوابيد!
مي دانم كه خط پايان پرتگاه گريه ها، مرگ است!
اما هنوز كه زنده ام!
زندگی ویرانگر خاطره هاست
بی تو با خاطره هایت چه کنم!؟
بارون داره پاک میکنه خاطره من و تورو
پشت سرت نگاه نکن